سيسيل جان ادموندز / بارون دوبد / ولادمير مينورسكى ( مترجم : اسكندر بهاروند و ليلى بختيارى )

49

دو سفرنامه درباره لرستان ( ورساله لرستان ولرها " مينورسكى " ) ( فارسى )

رستم را از زندان آزاد كند . شاه رستم آن مرد شياد را از ميان برداشت و بر قلمرو خود تسلط يافت ولى ناگزير شد در حدود يك سوم از قلمرو خود را به برادر خود محمدى واگذار كند . بعدا بتحريك زن شاه رستم ، حاكم همدان ، محمدى را دستگير و به قلعه الموت فرستاد . در غياب محمدى پسرانش لرستان را با نواحى مجاور بباد غارت داده و هرج‌ومرج شديدى به راه انداختند . ده سال بعد محمدى از زندان گريخت و لرستان را تسخير نموده و شاه رستم بدربار شاه پناه برد . محمدى رابطه خوبى با شاه طهماسب و شاه اسمعيل دوم برقرار كرد ولى پس از مرگ آنها با سلطان مراد عثمانى ( 982 - 1003 ) كنار آمد ، كه در نتيجه نواحى مندالى ، جيسان يدرائى و ترساق ( همگى واقع در پشتكوه ) به قلمرو وى اضافه گشتند . و بدين ترتيب منطقه حكمرانى خود را توسعه بخشيد . ولى به زودى رابطه وى با تركان عثمانى تيره گشت و با صفويه رابطه حسنه‌اى برقرار كرد . بيست و چهارمين اتابك شاهورديخان فرزند محمدى مىباشد كه مدتى در بغداد بعنوان گروگان بسر ميبرد و پس از مرگ پدر از بغداد گريخت « و از ديوان سلطان محمد خدابنده منشور ايالت به دو عنايت شد » . در اين هنگام نهاوند بوسيله تركان ( ايرانى ) اشغال شده بود و اين امر به روى گران آمد ، و از طرفى سوداى استقلال در سر ميپروراند . ابتدا با شاه عباس رابطه حسنه برقرار نمود و از آن جائى كه خود را از نسل على بن ابى طالب ميپنداشت و تعصب شيعه‌گرى ( تشيع و عباسگرى ) بخرج ميداد كاملا مورد تفقد شاه عباس قرار گرفت . در نتيجه شاه عباس با خواهر وى ازدواج كرد 95 و در مقابل يكى از شاهزاده خانمهاى صفوى را به عقد شاهورديخان درآورد . شاهورديخان در سال 1002 حاكم همدان را كه اغورلو سلطان بيات نام داشت و جهت اخذ ماليات به بروجرد آمده بود كشت 96 . شاه عباس از خبر قتل اغورلو سلطان بخشم درآمد و جبهه خراسان را رها نموده عازم خرم‌آباد شد شاهورديخان كه از آمدن شاه عباس با اطلاع گشت از خرم‌آباد به صيمره ( كرخه ) گريخته و از آنجا عازم بغداد شد . در نتيجه شاه عباس حكومت لرستان را